کلمات کلیدی:
جامع‌ترین راهنما در سال ۱۳۹۸

تا حالا به این دقت کردین که چطور می تونید کلمات کلیدی را پیدا کنید؟

یا براتون سوال نشده که چطور متوجه بشین چه کلماتی توی زمینه ی مورد نظر شما بیشتر سرچ میشن؟

هیچوقت می دونستین کلی ابزار هست که میشه باهاشون کلمات کلیدی رو پیدا کرد؟

اگه حتی یک بار سعی کرده باشین یه مقاله بنویسین، قطعا سوال های بالا براتون ایجاد شده، سوال اصلی اینجاست که آیا من باید دنبال موضوع بگردم یا تمرکزم رو روی پیدا کردن کیوردها (Keywords) بذارم، این مقاله یک راهنمای کامل و دقیق برای نحو‌ه‌ی جستجو کردن و یافتن کلمات کلیدی است. اگر برای شما مهم باشد که سایتتان در نتایج اولیه ی گوگل نماش داده شود، و از لحاظ سئو و بهینه سازی قوی عمل کنید، قطعا نیاز به کلمات کلیدی دارید. اغراق نکرده ایم اگر بگوییم بدون کلمات کلیدی، سئو مفهومی ندارد!

کلمات کلیدی همچون قطب نما برای عملیات سئو شما هستند

کلمات کلیدی به شما کمک می کنند تا افکار و خواسته های مرتبط با زمینه های کاری خودتان را به راحتی بیابید. در واقع جستجو و یافتن کلمات کلیدی همان شناسایی نیازهای بازار در قرن ۲۱ است. برای اینکه کلمات کلیدی مفید واقع شوند، شما نیاز دارید یاد بگیرید که چطور آن ها را بیابید و در نهایت از آن ها استفاده کنید. اگر شما بتوانید کیوردهای خوبی را در زمینه ی کسب و کار خود بیابید، در نتیجه می توانید ادعا کنید که مخاطبین خود را بهتر از رقیبانتان می شناسید.

کلمات کلیدی همچون قطب نما برای عملیات سئو شما هستند. آنها به شما می گویند به کدام سمت بروید.

با وجود اهمیت انتخاب کلمات کلیدی، به نظر می رسد فرایند جستجوی کلمات کلیدی در بیشتر مردم به شکل زیر است:

  1. سرچ کردن کلمات احتمالی که ممکن است مخاطبین بالقوه قبلا آن ها را جستجو کرده باشند
  2. جستجو کردن کلمات کلیدی با ابزار keyword planner
  3. انتخاب یک کلمه ی کلیدی بر مبنای بخار معده!

ولی بعد از خواندن این مقاله همه چیز تغییر می کند!

زیرا حالا یک راهنمای همه جانبه برای یافتن دقیق کلمات کلیدی در اختیار  شماست، تا به شما نشان دهد کدام کلمات و عبارات کلیدی در بازار هدف شما مورد استفاده قرار می گیرند.

و وقتی شما سئوی داخلی ( on-page SEO ) سایت خود را به بهترین شکل و بر مبنای کلمات کلیدی مناسب شکل دادید، به زودی خواهید دید که سایت شما همانند یک موشک به بالای نتایج گوکل پرتاب خواهد شد. و اگر شما کسب و کاری داشته باشید، با افزایش ترافیک سایتتان، متوجه افزایش فروش می شوید.

و اما یک نکته:

قبل از اینکه شما کلمات کلیدی را در محتوای خود قرار دهید، باید موضوعات اساسی را در صنعت و کسب و کار شخصیتان شناسایی کنید. این موضوعات یا اصطلاحاٌ ( Niche topics )  به شما کمک می کنند تا در یک موضوع خاص و کاملا فنی تولید محتوا کنید. برای مثال به جای اینکه بنویسید “چگونه سایت طراحی کنیم” می نویسید “چگونه برای صنعت مبلمان،یک سایت فروشگاهی طراحی کنیم” ، اینکه شما بدانید در طراحی سایت، صنعت مبلمان می تواند یک سایت فروشگاهی داشته باشد، یکی از معیارهای اساسی کسب و کار شماست، هرچه دانستنی های شما در این زمینه بیشتر باشد، وجه تمایز شما با رقیبانتان پررنگ تر خواهد شد. وقتی متوجه تمام این موضوعات ریز و درشت شدید، با تمرکز روی نکاتی که رقیبانتان نمی دانند، به راحتی از آن ها پیشی بگیرید.

 

شروع طوفانی تحقیقات هوشمندانه‌ی کلمات کلیدی

همانطور که قبلا اشاره کردیم، بسیاری از مردم برای پیدا کردن کلمات کلیدی از ابزارهای گوگل استفاده می کنند. برای مثال ابزار ( Google Keyword Planner )

این یک اشتباه بزرگ است!

چرا؟

چون این ابزارها مانند شما فکر نمی کنند. آنها اولین کلماتی که در حافظه ی خود بیابند به شما تحویل می دهند! این درحالی است که ممکن است نیاز شما در زمینه ای دیگر باشد.

بذارین با یه مثال توضیح بدیم:

وقتی کلمه ی بسکتبال رو می شنوین، چه چیزهایی همزمان به ذهنتون میاد؟

اگر شما یک طرفدار پر و پا قرص باشید، احتمالا کلماتی مثل دریبل، مایکل جردن، حلقه ی بسکتبال، ان بی ای، پرتاب آزاد و … در ذهنتان نمایان می شود.

ولی وقتی کلمه ی بسکتبال را در ابزار GKP  جستجو کنید،

یافتن کلمات کلیدی در کیورد پلنر

خواهید دید هیچ یک از کلمات مورد نظر شما در نتایج نشان داده نمی شوند:

یافتن کلمات کلیدی در کیورد پلنر

به عبارت دیگر این ابزار فقط به شما عبارت هایی را نشان می دهد که در تعداد بالا جستجو شده اند و یا نزدیکی زیادی با کلمه ای که شما جستجو کرده اید دارند. به ندرت اتفاق می افتد که او دقیقا آنچه را به شما نشان دهد که دقیقا به دنبال آن هستید. تعجبی ندارد که با اینکه این کلمات مد نظر شما نیست ولی در جستجوی گوگل رتبه ی بالایی دارد، شاید فرد دیگری به جز شما آن ها را قبلا جستجو کرده باشد.

علی رغم علاقه ی شدیدی که همه ی ما به ابزار کیورد پلنر داریم، این ابزار یک ایراد بزرگ و غیرقابل چشم پوشی دیگر  دارد:

این ابزار دقیقا کلمات کلیدی یکسانی به همه ی کسانی می دهد که از آن استفاده می کنند. و اینجا کلمه ی “همه” شامل رقیبان شما نیز می شود!

پس جای تعجبی نیست که در بیشتر کلمات کلیدی، رقابت به حد مرگباری بالاست!

حالا چطور این مشکل را حل کنیم؟

در مرحله‌ی اول، این ابزار را کنار بگذارید!  و سپس به سراغ روش های کمتر شناخته شده بروید. روش هایی که به شما کلمات کلیدی جدیدی بدهند.

روش های این کار دقیقا موضوعی است که در ادامه به شما خواهیم گفت.

البته این مسئله به این معنی نیست که شما نباید از کلمه هایی که این ابزار به شما می دهد استفاده کنید، بلکه مهم این است که شما بلد باشید به بهترین شکل از این نرم افزار بهره ببرید. در ادامه یک راهنمای اختصاصی برای استفاده از این ابزار برای شما قرار داده ایم.

برای بهره گیری از این ابزار با بالاترین بازده، شما نیاز دارید به طور ویژه niche topic  ها را بشناسید.

 

چطور در کمترین زمان ممکن niche topic  ها را بیابید؟

ممکن است شما هنوز هم دقیقا مفهوم این عبارت را متوجه نشده باشید. اگر بخواهیم یک تعریف واحد ارائه دهیم باید بگوییم:

یک niche topic  موضوعی است که مشتریان و مخاطبان هدف، دقیقا به آن علاقه مند بوده و به دنبال آن هستند. در واقع این موضوعات یک کلمه ی واحد نیستند بلکه  یک عبارت وسیع هستند.

حالا میخواهیم دقیقا به شما نشان دهیم که چطور کلمات کلیدی مورد نظر را از niche topic  های خود استخراج کنید.

برای مثال، یک کسب و کار مربوط به بسکتبال را در نظر بگیرید. در این کسب و کار حلقه های بسکتبال به فروش می روند.

همانطور که دیدید، اگر کلمه ی بسکتبال را در ابزار گوگل سرچ کنید، کلمات بدون استفاده و بی ربطی را به شما ارائه می دهد. ولی  شما می توانید مشخصا حلقه ی بسکتبال را سرچ کرده و نتایج را مقایسه کنید:

کلمات کلیدی و استفاده از ابزار گوگل سرچ کنسول

درحالی که بعضی از کلمات ممکن است دقیقا منطبق بر خواسته های شما و بیزینس شما باشند، ده ها کلمه  ی دیگر وجود دارد که رقابتی را برای شما به همراه نمی آورد. زیرا کوچک ترین ارتباطی با کسب و کار شما ندارند.

اما تفکیک این دو دسته کلمه از هم، چندان کار راحتی نیست. اما با توجه به تجربیات شخصی، شروع کردن با niche topic  ها آسان ترین راه برای مرتب کردن دسته کلمات کلیدی مورد نیاز است.

برای مثال، یک مشتری کسب و کار بسکتبال را که در بالا ذکر شد در نظر بگیرید، این شخص ممکن است علاوه بر سرچ مستقیم در مورد حلقه های بسکتبال،  عبارات زیر را نیز جستجو کند:

  • چگونه پرتاب آزاد بهتری انجام دهیم؟
  • چگونه می توان در تیم های ورزشی بازی کرد؟
  • چگونه می توان وارد داشکده ی تربیت بدنی شد؟
  • برای ورزشکاران چه تغذیه ای مناسب است؟
  • چگونه پرش عمودی بهتری داشته باشیم؟

دیدید؟ همه ی سوالات بالا کاملا به بسکتبال وابسته هستند و این درحالی است که هر یک نیاز دقیق خود را جستجو کرده اند و عبارات جستجو شده متفاوت است. این ها دقیقا همان niche topic  ها هستند.

برای مثال عبارت “چگونه پرتاب آزاد بهتری داشته باشیم” یک niche topic برای عبارت “پرتاب آزاد” است.

امیدوارم تا اینجا به خوبی متوجه مفهوم niche topic  شده باشید.

اولین لیست niche topic های خود را بسازید.

هدف از درست کردن این لیست این است که موضوعات مختلفی را که مخاطبان هدف شما در گوگل جستجو می کنند، بیابید. تنها چیزی که نیاز دارید یک صفحه است تا متونی را که یافتید، در آن بنویسید. در ابتدا شما باید حداقل ۵ موضوع که به ذهنتان می رسد یادداشت کنید. این موضوعات باید متفاوت باشند و در عین حال مرتبط با کسب و کار شما. برای درک بیشتر یک مثال را با هم بررسی می کنیم.

پنج niche topic برای موضوع بسکتبال یادداشت می کنیم:

  • چگونگی یک پرش سه گام
  • تمرینات دریبل کردن
  • تغذیه ی مناسب برای ورزشکاران
  • بهبود پرش عمودی
  • کفش مناسب بسکتبال

حالا نیاز داریم هر کدام از موضوعات بالا را متناسب با هدف مخاطبین متفاوت، شاخ و برگ دهیم. برای این کار نیاز داریم مخاطبان خود را بشناسیم و یا هدفمند برای هرکدام از آن ها تولید محتوا کنیم، دقیقا در همین نقطه نیازمند تعریف عبارت جدیدی تحت عنوان persona  هستیم.

تعریف پرسونا

اگر بخواهیم یک تعریف کلی ارائه دهیم، پرسونا یک شخصیت فرضی است که برای آن ویژگی های رفتاری و فکری تعریف می کنیم. این روش یکی از ساده ترین روش ها برای شناسایی niche topic هایی است که مخاطبان به آن ها اهمیت می دهند. برای تعریف یک پرسونا باید موضوعات زیر را برای او به صورت کاملا فرضی ولی بر مبنای فکر و اندیشه تعریف کنید.

  • جنسیت
  • سن
  • درآمد تقریبی
  • سرگرمی ها و علاقمندی ها
  • موضوعاتی که با آن ها درگیر است
  • چه کارهایی انجام می دهد (شخصی و حرفه ای)

بر اساس کسب و کارتان، نیاز دارید چندین پرسونای مخاطب ایجاد کنید. برای مثال، در ادامه یک پرسونا در زمینه‌ی کسب و کار برای شما طراحی کردیم:

پرسونا و استراتژی یافتن کلمات کلیدی

این اسلاید به شما کمک می کند تا دقیقا متناسب با این شخصیت، سوال های متداولی که ممکن است برای او پیش بیاید را مطرح کرده و به آن ها پاسخ دهید. بعد از تعیین پرسوناها، از روش های مختلفی می توانید برای نوشتن niche topic ها ایده بگیرید. در ادامه به شرح مختصری از هریک می پردازیم.

 

انجمن های گفتگو

انجمن های گفتگو و یا اصطلاحا فروم ها، صفحاتی هستند که مردم در آنها به بحث و گفتگو می پردازند. سوال های خود را مطرح می کنند و دیگران می توانند به آن ها پاسخ دهند. استفاده از فروم ها برای بحث تولید محتوا مانند این است که شما روی گروهی از مخاطبان خود به صورت ۲۴ ساعت از روز و ۷ روز از هفته تمرکز کنید. راحت ترین راه برای پیدا کردن فروم های هدف، این است که در گوگل سرچ کنید. به این صورت که موضوع مورد نظر خود را نوشته و کنارش که عبارت forums  و یا انجمن گفتگو اضافه کنید. برای مثال:

انجمن های گفتگو راهی برای یافتن کلمات کلیدی

در هر فروم بخش های مختلفی وجود دارد که هر یک از آنها می توانند مسیر خوبی برای نوشتن niche topic ها باشند. برای بررسی عمیق تر، موضوعات مطرح شده در فروم ها را در نظر بگیرید و با استفاده از سوالات پر تکرار که مخاطبانتان دنبال آن ها هستند، niche topic های خود را بنویسید.

در کمتر از ۱۰ ثانیه می توانید حداقل سه موضوع مهم و اساسی پیدا کنید که دقیقا مورد نیاز مخاطبان هدف شماست.

  • جوراب بسکتبال
  • اعتماد به نفس داشتن در بسکتبال
  • لوازم مورد نیاز در بسکتبال

از این طریق هر عبارتی که برای شما قابل توجه بود و حس کردین ممکنه مخاطبان هدف آن را جستجو کنند، در لیست niche topic های خود یادداشت کنید.

فهرست ویکیپدیا

سایت wikipedia یک منبع عالی است که اغلب نادیده گرفته می شود. شما از طریق این سایت می توانید به راحتی و با مراجعه به فهرست لیست شده ی این سایت، در هر موضوع به niche topic های ارزشمندی دست پیدا کنید. حتما برای شما عجیب است که از ویکیپدیا دنبال موضوع بگردید ولی در ادامه به شما خواهیم گفت:

  1. وارد ویکیپدیا شوید و یک کلمه ی کلیدی که مورد نظر شماست تایپ کنید.
ویکیپدیا مرجعی برای یافتن کلمات کلیدی

۲. نگاهی به فهرست محتویات بیندازید. به سراغ موضوعاتی که در هر بخش فهرست لیست شده اند بروید. بعضی از آن ها موضوعاتی هستند که امکان نداشت به ذهن شما خطور کنند و دقیقا همان ها وجه تمایز شما و رقیبانتان در بحث تولید محتوا خواهند بود.

فهرست محتویات ویکیپدیا برای یافتن کلمات کلیدی کمک کننده است

۳. همچنین می توانید روی بسیاری از لینک های موجود در متن ویکیپدیا کلیک کنید. آن ها شما را وارد صفحات جدیدی می کنند که با محتوای فعلی شما پیوسته و هم مسیر است.

لینک های داخلی منبع خوبی برای یافتن کلمات کلیدی هستند

وقتی وارد صفحه ی جدید شدید، متوجه می شوید که ۴ مرحله ی بالا مجدد قابل اجرا است و می توانید niche topic های بیشتری را مشاهده و در لیست خود یادداشت کنید. در نتیجه برای موضوع مورد نظر، با ۳ niche topic دیگر مواجه می شوید.

آسون بود نه؟

 

Head, body and tail

حالا که متوجه شدیم چگونه niche topic ها را بیابیم، وقت آن است که یاد بگیریم تا کلمات کلیدی را پیدا کنیم!

بیشتر مردم  کلمات کلیدی را به سه بخش کلی تقسیم می کنند:

  • Head
  • Body
  • Tail

کلمات کلیدی Head

این دسته معمولا از عبارات تک کلمه ای هستند که با تعداد بالا در گوگل جستجو می شوند. برای مثال کلماتی مثل بسکتبال، بیمه، ویتامین و …. جز دسته ی Head هستند. زیرا کاربرانی که این کلمات را سرچ می کنند ممکن است دنبال بیمه ی ماشین، بیمه ی دانش آموزی، بیمه ی دانشجویی و یا حتی شرکت های معتبر بیمه باشند. در این کلمات رقابت بسیار سنگین است.

کلمات کلیدی body  :

این دسته، معمولا عبارت هایی دو یا سه کلمه ای با میزان سرچ بالا هستند. (معمولا این آمار حداقل ۲۰۰۰ جستجو در ماه است) تفاوت این دسته با دسته ی قبل این است که این دسته بسیار خاص تر عمل می کنند. برای مثال بیمه ی عمر، ویتامین دی و … در دسته ی body  قرار دارند. شدت رقابت در این عبارات به نسبت دسته ی اول کمتر است ولی هنوز هم به میزان قابل توجهی بالاست.

کلمات کلیدی Long tail :

این دسته، عباراتی هستند که از بیش از ۴ کلمه تشکیل شده اند. این عبارات به شکل کاملا خاص و دقیق خواسته ی مخاطب را جستجو می کنند. برای مثال عبارت ” بیمه ی عمر مقرون به صرفه در شهر تهران” و یا “سایت آنلاین سفارش قرص های ویتامین دی” از این دسته هستند. اگرچه ممکن است هر کدام از این کلمات به تنهایی زیاد مورد جستجو قرار نگیرند. برای مثال کلمه ی “مقرون” ! اما وقتی کنار هم قرار می گیرند عبارتی را میسازند که مخاطبان زیادی در جستجوی آن ها هستند.

توصیه ی ما به شما این است که بیشتر تلاش خود را برای ساخت دسته ی دوم و سوم صرف کنید.

چرا؟

همانطور که در مطالب گذشته دیدید، کلمات دسته ی اول بسیار کلی و رقابت پذیر هستند. علاوه بر آن درصد تبدیل آن ها برای یافتن مخاطبین هدف بسیار کم است. پس بهتر است کمتر به سراغ آنها برویم.

به عقیده ی من، دسته ی دوم هم گزینه ی خوبی است. زیرا وقتی شما صفحات سایت خود را بر اساس کلمات body  بهینه سازی می کنید، به صورت خودکار در گوگل حتی برای عبارات long tail رتبه می گیرید. به عبارت دیگر، کلمات دسته ی سوم همان کلمات دسته ی دوم هستند که تخصصی تر شده اند. پس با استفاده از کلمات دسته ی دوم یا عبارات  body  ناخودآگاه و به صورت طبیعی، شما ترافیک سایت را توسط جستجوگران عبارات طولانی بالا می برید.

به علت اینکه استفاده از عبارات طولانی دسته سوم، رقابت پذیری کمتری دارد، بسیاری از سئوکارهای حرفه ای روی دسته ی سوم تمرکز می کنند. علی رغم همه ی فواید، این دسته مشکلاتی را نیز به همراه دارد.

مشکلات اساسی عبارات طولانی ( Long tail )

لازم به ذکر است که هر کدام از کلمات کلیدی طولانی، ممکن است در ماه بین ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ بار مورد جستجو قرار گیرند. این موضوع به این معنی است که شما برای اینکه از عبارات کلیدی طولانی ترافیک بگیرید، نیاز دارید ده ها و یا  صدها مقاله را پشت سر گذاشته و از آن ها جلو بزنید. این درحالی است که مثلا برای موضوع بیمه ما فقط یک عبارت داریم! “بیمه” یک عبارت برای دسته ی اول است ، ولی اگر بخواهیم آن را تبدیل به عبارات body کنیم، تعداد آن به تعداد بیشتری می رسد و اگر بخواهیم یک عبارت long tail داشته باشیم، ممکن است صد هزار عبارت وجود داشته باشد! و برای هرکدام ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ مقاله!!

اگر شما همه ی تمرکز خود را روی عبارات طولانی بگذارید ممکن است در خطر جدی تهدید گوگل پاندا ( Google Panda ) قرار بگیرید. گوگل پاندا یک الگوریتم قراردادی در گوگل است که بر مبنای قوانین تعیین شده، به سایت های جذاب با محتوای خوب امتیاز داده و سایت های بی کیفیت را به تدریج از نتایج حذف می کند. محتوای بسیار کم، محتوای تکراری، محتوای ضعیف، فقدان آتوریتی ( authority )  و اعتبار، صفحات زیاد سایت به نسبت حجم کم محتوا، نسبت تبلیغات زیاد به محتوای کم و محتوای نامرتبط با عبارت جستجو شده از عواملی هستند که باعث می شوند مورد جریمه ی الگوریتم پاندا قرار بگیرید. این به این معنی نیست که شما نباید از عبارات طولانی برای کلمات کلیدی استفاده کنید، تمام این مقاله برای یافتن آن ها بود ! بلکه نباید در دام آن ها بیوفتید. یعنی صدها صفحه نسازید تا همه ی عبارات طولانی را امتحان کنید تا شاید رتبه بگیرید. این کار فقط به ضرر شماست.

کلیدواژه هایی با بیش از ۴ کلمه را چگونه پیدا کنیم؟

جستجوهای مرتبط

تا حالا دقت کردین بعد از سرچ یک کلمه، اگر اسکرول کرده و به پایین صفحه ی اول گوگل بیایید، با قسمتی مواجه می شوید که  Search related to ….  نامیده می شود؟

به نمونه دقت کنید:

 

استفاده از قسمت جستجوی مرتبط در گوگل برای یافتن کلمات کلیدی

این قسمت برای کسی که دنبال عبارات طولانی می گردد همانند معدن طلاست ! استفاده از این قسمت فقط چند گام ساده دارد که با پیروی از مسیر زیر به راحتی می توانید عباراتی با بیش از ۴ کلمه بیابید.

  1. یک کلمه ی کلیدی که مورد نظر شماست را در گوگل جستجو کنید.
پیدا کردن کلمات کلیدی با بیش از 4 حرف

۲. صفحه ی اول نتایج را اسکرول کنید و به انتهای آن بروید. به کلماتی که در قسمت سرچ های مرتبط هست دقت کنید.

قسمت سرچ مرتبط گوگل

کلماتی که در این قسمت می بینید، دقیقا همان عبارات طولانی مورد نظر شماست. این عبارات دقیقا همان عباراتی هستند که مردم قبلا آن ها را بارها و بارها سرچ کرده اند. گاهی هم می توانید در این میان الماس استخراج کنید! گوکل گاهی کلمات متبط با کلمات مرتبط مورد نظر شما را نیز در اختیار شما قرار می دهد. آنها عباراتی شامل کلمه ی کلیدی که شما سرچ کردید نیستند، بلکه عباراتی هستند که مرتبط با کار شما بوده ولی به طور مستقیم کلمه ی مورد نظر شما در آن ها نیست. برای مثال فرض کنید شما کلمه ی هدفون را سرچ کرده اید ولی در قسمت عبارات مرتبط مارک یک مدل هدفون به شما نمایش داده می شود.

کلماتی مانند این ها هرگز در ابزار گوگل پلنر نمایش داده نمی شوند.

نکته: برای پیدا کردن عبارات طولانی هیچگاه با یک بار سرچ قانع نشوید. پس از اینکه یک تک کلمه ای مورد نظر را سرچ کردید و عبارات مرتبط در گوکل را دیدی، هریک از آن ها را به صورت یک سرچ جداگانه بررس کنید و عبارات داده شده ی جدید را نیز یادداشت کنید. این کار را بارها و بارها تکرار کنید تا احساس کنید عبارات در حال تکرار شدن هستند. حالا شما یک لیست از عبارات مرتبط و طولانی از مطالب مورد نظرتان دارید! و این ها دقیقا دغدغه ی مردم هستند زیرا قبلا مورد جستجو قرار گرفته اند.

حالا که یاد گرفتید چطور نیچ تاپیک ها و بعد از آن عبارات طولانی مورد نظرتان را لیست کنید، حالا وقت آن است آن ها را مورد ارزیابی قرار دهید.

ابزار گوگل سرچ کنسول

گاهی اوقات بهترین کلمه ی کلیدی آن است که باعث می شود شما در رتبه بندی گوگل امتیاز بالایی کسب کنید.

منظور چیست؟

همه ی مردم، ممکن است صفحات زیادی از سایتشان در صفحات دوم و سوم و چهارم و … نتایج گوگل قرار داشته باشد. اما گاهی اوقات شما متوجه می شوید مطلبی که برای آن هیچگونه بهینه سازی انجام ندادید، در نتایج گوگل رتبه گرفته و در صفحات اول نمایش داده می شود.

شما به راحتی میتوانید همه چیز را متوجه شوید. کافیست از ابزار وب مستر ( web master )  استفاده کنید. اخیرا آدرس این سایت به سرچ کنسول ( search console ) یا اصلاحا  GSC تغییر کرده است. با ورود به سایت سرچ کنسول گوگل و انجام مراحل زیر به راحتی می توانید مطالب سایت خود را آنالیز کنید.

  1. ابتدا یک اکانت کاربری در این ابزار بسازید و وارد آن شوید. سپس روی قسمت “Search Traffic”  در قسمت سمت چپ کلیک کنید.  از بین گزینه های موجود، گزینه ی “Search Queries” را انتخاب کنید.
  2. در بالای چارت، کلمات کلیدی را می بینید که به واسطه ی آن ها در صفحه ی اول نتایج گوگل قرار دارید.
  3. برای یافتن کلمات کلیدی که شما را در صفحات دوم به بعد گوکل جای داده است، از  قسمت دسته بندی لیست را بر اساس پوزیشن مرتب سازی یا اصطلاحاٌ sort کنید.
  4. سپس تعداد ردیف ها را از قسمت rows انتخاب کنید و روی ۵۰۰ قرار دهید.
  5. صفحه را اسکرول کرده و به پایین بیایید، تا جایی که پوزیشن ۱۰ الی ۱۵ را مشاهده کنید.
  6. سپس نگاهی به کلماتی که در این پوزیشن قرار دارند بیندازید.
  7. کلماتی که جای امیدواری دارند (برای رساندن شما به صفحه ی اول) در google keyword planner جستجو کنید تا از میزان سرچ آن ها مطلع شوید. اگر کلمه ی مورد نظر شما از میزان سرچ بالایی برخوردار بود، روی آن کلیک کنید، سپس گزینه ی Pages را انتخاب کنید.
  8. در نهایت این کلمه را به عنوان بخشی از سئو داخلی ( on-page SEO )  لحاظ کنید.

ابزار گوگل ترندز ( Google Trends )

این ابزار که یکی از ابزارهای مورد علاقه ی سئوکاران است، به شما کلمات با حجم سرچ بالا را نشان می دهد. در واقع شما برای هر کلمه، می توانید میزان محبوبیت آن را در کمترین زمان ممکن بیابید. حالا بیابید با هم یک کلیدواژه را در گوکل ترندز جستجو کنیم:

گوگل ترندز منبعی برای یافتن کلمات کلیدی

سپس شما قادر خواهید بود میزان علاقه ی مردم به این کلمه ی کلیدی را در یک بازه ی زمانی مشاهده کنید. شاخص علاقمندی میزان سرچ مردم است.

برای مثال عبارت طراحی سایت را بررسی می کنیم و میبینیم در طول زمان با وجود نوسانات بسیار، همواره مورد علاقه بوده است.

گوگل ترندز می تواند کلمات کلیدی مناسب را به شما نمایش دهد

در مثال فوق، حجم سرچ در این عبارت بسیار پایدار بوده است. اما بیایید کلمه ی کلیدی دیگری مانند “مرتضی پاشایی” را بررسی کنیم.

گوگل ترندز میزان علاقمندی مردم به یک عبارت خاص را نشان می دهد

همانظور که مشاهده می کنید، فقط در یک دوره ی زمانی مشخص علاقمندی مردم به این موضوع زیاد بوده است و علت آن فوت مرتضی پاشایی است.

یا به عنوان مثالی دیگر، عبارت ” سئو ” را در نظر بگیرید. از سال ۲۰۰۴ تا به امروز، ترند این عبارن با شیب تند در حاال افزایش بوده است.

بعضی عبارات در گوگل با شیب تندی رشدمی کنند و علاقمندی مردم بیشتر میشود

پیشنهاد: یکی از کلمات کلیدی مورد نظر خود را در این ابزار جستجو کرده و سپس به پایین اسکرول کرده و به قسمت جستار پیوسته بروید ( Related Queries ) و با عبارات جدید و جالبی مواجه خواهید شد.

چطور هدف تجاری هر کلمه ی کلیدی را تعیین کنید؟

اگر از من بپرسید اولین و مهم ترین اشتباه در تحقیقات کلمات کلیدی چیست؟

قطعا به شما خواهم گفت: اختصاص ندادن زمان کافی و مفید به هدف تجاری !

در حقیقت بیشتر کارشناسان سئو آن را قبول دارند. اهداف تجاری شما بسیار مهم تر از میزان ترافیک سایت شماست. با یک مثال این موضوع را برای شما شرح می دهیم:

یک سایت با بازدید بالا را در نظر بگیرید. برای مثال سایتی را تصور کنید که ماهانه ۶۰۰۰۰ بازدید کننده ی هدف دارد. حالا حدس بزنید سایت مورد نظر ما ماهانه چقدر درآمد دارد؟

  • ۱۰ میلیون تومان؟
  • ۲۵ میلیون تومان؟
  • ۴۰ میلیون تومان؟

۴۰۰ هزار تومان چطور؟

بله دقیقا ۴۰۰ هزار تومان !! چطور ممکن است با آن همه بازدید کننده درآمد سایت انقدر کم باشد؟ علت مشخص است. زیرا صاحب وب سایت هنگام انتخاب کلمات کلیدی، فقط و فقط تمرکز خود را روی افزایش ترافیک سایت گذاشته است و اهداف تجاری خود را تماما فراموش کرده و یا نادیده گرفته است. در واقع مخاطبین شما فقط مطالعه کنندگان شما هستند. در حالی که شما به خریداران نیاز دارید. اما هدف در ادامه ی این مقاله این است که شما بتوانید تمامی بازدید کنندگان ناشی از جستجوهای اطلاعاتی خود را به مشتریان بالقوه ی خود تبدیل کنید.

یک خبر خوب….

خوشبختانه با کمی جستجو، شما می توانید به راحتی کلمات کلیدی را چنان بیابید که نه تنها جستجوگران اطلاعاتی، بلکه خریداران محصولات یا خدمات شما جستجو می کنند.

اگر در انتخاب کلمات کلیدی هوشمندانه عمل کنید، مخاطبان (خریداران) شما به راحتی می توانند شما را بیابند.

دسته بندی کلمات کلیدی در اهداف تجاری

وقتی پای کسب و کار و تجارت در میان است، کلمات کلیدی به چهار دسته ی کلی تقسیم بندی می شوند.

 

  • همین حالا بخر! ( Buy now keywords )

این دسته از کلمات کلیدی دقیقا همان هایی هستند که جستجوگران چند دقیقه قبل از اینکه خرید کنند آن ها را سرچ می کنند. به عبارت دیگر مردم در حالی که کارت بانکیشان و رمز دوم آن ها جلوی رویشان است شروع به جستجو می کنند.

اینجا برای نمونه چند کلمه را می آوریم:

  • خرید
  • تخفیف
  • معامله

اینها کلمات کلیدی هستند که در کنار کلمات مورد نیاز خریداران قرار می گیرد. برای مثال “خرید هاست” یا “تخفیف خرید گوشی تلفن همراه” یا “معامله املاک شمال کشور”  و یا مثال های دیگری که ممکن است هرکدام از ما بارها جستجو کرده باشیم، از نمونه های این دسته هستند.

شاید شما فکر کنید استفاده از آنها هیچ کمکی به سایت شما نمی کند و هیچ ترافیکی برای وب سایت شما ایجاد نمی کند. ولی باید به شما بگوییم که تعداد سرچ این کلمات در  روز از حد انتظار شما بسیار بالاتر است!

 

  • محصول ( Product keywords )

این دسته از کلمات روی محصولات خاص، اسامی برندها و خدمات تمرکز می کنند. مردم معمولا چند روز قبل از خرید آن ها را جستجو می کنند. زیرا قبل از خرید نیاز دارند تا محصولات مختلف را بررسی کنند و نقاط ضعف و قوت هر یک را مورد ارزیابی قرار دهند. اگر شما روی این دسته از کلمات کلیدی تمرکز کنید می توانید مخاطبان خود را یک مرحله قبل از تصمیم گیری نهاییشان جذب کنید.

چند نمونه از این دسته کلمات کلیدی:

  • بهترین
  • ۱۰ محصول برتر
  • نام برند خاص (برای مثال نوین چرم )
  • نام محصول خاص (برای مثال لپ تاپ)
  • نام خدمات خاص (برای مثال طراح وردپرس)
  • ارزان
  • مقرون به صرفه
  • نام شهر خاص برای سفر (برای مثال شیراز)
  • مقایسه

شاید کلماتی مثل ارزان یا مقرون به صرفه شما را بترساند ولی باور کنید یا نه، این دو کلمه به سمت معجزه آسایی ترافیک سایت شما را توسط خریداران  بالا می برد.

برای مثال، کسی که سرچ می کند لپ تاپ ارزان قیمت، مخاطبی است قصد خرید دارد و در حال جستجو برای یافتن لپ تاپی با قیمت مناسب است.

 

  • اطلاعاتی ( Information keywords )

قسمت اعظمی از کلمات کلیدی سرچ شده از این دسته هستند. با توجه به گفته های پیشین ممکن است تصور کنید که کلمات کلیدی از این نوع، درصد تبدیل مخاطب به مشتری کمتری دارند.ولی شما نمی توانید این دسته کلمات را حذف کنید. زیرا آنها مانند قطعات بزرگ پازلی هستند که فضای جستجوی آنلاین را تشکیل می دهند. پس نیاز دارید در کنار کلمات کلیدی دسته ی اول و دوم،  این دسته از کلمات و محتوای اطلاعاتی خود را در صفحات خد بگنجانید.

این دسته کلمات به عنوان مثال عبارت اند از:

  • چطور….؟
  • بهترین راه برای….
  • روش هایی برای …….

بهترین راه برای انتخاب کلمات کلیدی این دسته، این است که آن هایی را انتخاب کنید که قدرت نفوذ زیادی دارند. در کنار آن به تعداد بالایی جستجو می شوند و مهم تر از همه رقابت در  آنها کم است. شما باید خیلی آگاهانه از این طریق ترافیک سایت را بالا برده و در کنار آن به محض ورود به سایت، آن ها را متوجه سازید که محصولات و خدمات شما در انتظار آنان است.

 

  • تایر کیکر ( Tire kicker keywords )

این دسته از کلمات توسط افرادی سرچ می شوند که بعید است به مشتری تبدیل شوند. حتی در آینده ای نزدیک نیز ممکن است درصد تبدیل کمی داشته باشند. آنها دنبال خرید کردن نیستند و معمولا از خدمات رایگان استفاده می کنند.

چند نمونه از کلمات این دسته عبارتند از:

  • رایگان
  • دانلود
  • تورنت

یک عبارت کلیدی مانند “تماشای آنلاین کارتون تام و جری به صورت رایگان” یک عبارت از دسته ی تایر کیکر ها است. خیلی باید خوش شانس باشید که چنین مخاطبی از شما خرید کند و یا حتی روی خدمات شما کلیک کند.

به عبارت دیگر در همین زمینه عبارت “خرید کارتون تام و جری” از دسته ی اول، “دی وی دی های تام و جری” از دسته ی دوم، “چطور همه ی قسمت های تام و جری را بیابیم؟” از دسته ی سوم، درصد تبدیل بهتری برای شما به ارمغان می آورند. ولی دسته ی چهارم هم مانند دسته ی سوم برای بالا بردن ترافیک سایت شما مفید هستند.

 

اطلاعات واقع گرایانه در مورد اهداف تجاری

چهار دسته از کلمات کلیدی که بررسی شد، با مقادیر مختلف، معمولا خریداران هدف را به خوبی جذب می کنند.

معمولا !

هیچی بدتر از این نیست که شما برای یک کلمه ی کلیدی در جایگاه اول گوگل باشید، و در ازای هر بازدید کننده فقط و فقط دو قرون دریافت کنید!

اینجا دو تکنیک سریع وجود دارد که شما می توانید متوجه بشوید ترافیک با ارزش (خریداران هدف) توسط یه کلمه ی کلیدی در واقع چطور ایجاد می شود.

پیشنهاد ادوردز ( Adwords Suggested Bid )

ادروردز معمولا با این اسم  “Average CPC”  که “CPC = Cost Per Click” شناخته می شود. این عبارت به معنای هزینه به ازای هر کلیک است. این آیتم معیاری است که هزینه های هر کلیک را بررسی می کند. هزینه ها بر اساس رقابت های موجود بر روی کلمات کلیدی و نوساناتی که در حجم جستجو وجود دارد متغیر است. هزینه به ازای هر کلیک به شما کمک می کند گران بودن یا نبودن واژه را در برابر مزایای مرتبط با دریافت کلیک مقایسه کنید. در واقع شما از این طریق متوجه می شوید در دنیای واقعی به ازای هر کلیک چه بهایی پرداخته اید یا باید بپردازید. یکی از ابزارهایی که در این زمینه می تواند به شما کمک کند ابزار گوگل ادوردز است. با ورود به پنل کاربری خود، می توانید پایین ترین و بالاترین قیمت های پیشنهادی برای هر کلید واژه مورد ارزیابی قرار  دهید. و با توجه به میزان سرچ در ماه و رقابت هر کلمه تصمیم بگیرید به تبلیغات کلیکی بپردازید یا خیر!

در ادامه نحوه ی کار با این ابزار را خواهیم دید.

  1. ابتدا با ورود با سایت گوگل ادوردز اکانت خود را فعال کنید. که البته در حال حاضر برای ایرانیان امکان خرید فراهم نیست. اما نگران نباشید. شما می توانید از طریق یکی از اقوام خود در کشوری دیگر و یا شرکت هایی که در این زمینه فعالیت می کنند اقدام کنید. پس از ساخت اکانت ، وارد پنل خود شوید و روی دکمه ی Go to keyword planner  کلیک کنید.
  2. روی بخش Search for new keywords using a phrase, website or category   کلیک کنید.
  3. یک کلمه ی کلیدی یا یک رشته از کلمات کلیدی را وارد کنید.
  4. از قسمت suggested bid قیمت های ادوردز را نگاه کنید. دو مقدار تعیین می شود. یک مقدار حد پایین و یک مقدار حد بالا. این مقادیر بر اساس مزایده مشخص می گردند.

به اختلاف خیلی زیاد و قابل توجه ارقام در لیست بالا با دقت نگاه کنید. کلمه ی کلیدی ” ورد پرس هاستینگ ” که یک کلمه از دسته ی محصولات است، پیشنهادی با ۳۱.۶۶ دلار دارد. از طرف دیگر ” وب سایت وردپرس ” که یک کلمه از دسته ی اطلاعات است، پیشنهادی با ۳.۲۶ دلار است. و برای عبارت “وب هاستینگ” ۱۷.۷۶ دلار مبلغ پیشنهادی است. زیرا افرادی که کلمه ی وب هاستینگ را سرچ می کنند، در مراحل اولیه ی چرخه ی خرید هستند پس در مقایسه با مخاطبی که کلمه ی وردپرس هاتینگ را سرچ می کند، نصف هزینه را برای تبلیغات لازم دارد.

همانطور که گفتیم، هر چهار دسته از کلمات کلیدی برای بهینه سازی سایت شما و افزایش ترافیک سایت ضروری هستند. بعضی از آن ها خریداران واقعی را بیشتر به سمت شما جذب می کنند و بعضی دیگر مخاطبان از انواع دیگر… در واقع همه ی آن ها مهم هستند ولی نرخ تبدیل آن ها متفاوت است. پس شما نیاز دارید از همه ی آنها در بهینه سازی سایتتان استفاده کنید. ولی در مورد تبلیغات کلیکی، بهتر است فقط برای مخاطبان خاصی که بالاترین نرخ تبدیل به خریداران را دارند،هزینه کنیم.

رقابت ادورز

رقابت ادوردز یک مکمل خوب برای قیمت های پیشنهادی در مزایده  است. به صورت کامل به شما نشان می دهد ارزش هر کلمه چقدر است و بقیه ی تبلیغ کنندگان (در واقع رقیبانتان) حاضرند چقدر به ازای هر کلیک بپردازند. اکنون انتظار می رود که بیشتر مردم برای کلمه ای بیشتر می پردازند که سود بیشتری برای آن ها به ارمغان بیاورد. شما می توانید از ستون ” Competition ”  میزان رقابت کلمه را با قیمت های پیشنهاد شده مقایسه کنید. در این ستون شما سه عبارت خواهید دید. کلمه ی “Low”  به معنی کم به این معنی است که رقابت برای رتبه گرفن در این کلمه بسیار پایین است. کلمه ی ”  medium”  به معنی متوسط و کلمه ی ” high ”  به معنی زیاد است.

این کلمات علی رغم مهم بودن، به شما اطلاعات دقیقی نمی دهند و به تنهایی نمی توانید از آن ها به طور قطعی نتیجه گیری کنید. اما روش دیگری وجود دارد که شما می توانید با بهره گیری از آن اطلاعات دقیقی از دنیای واقعی بدست آورید.

شما می توانید کلماتی که در ادوردز رقابت دارند را در گوکل سرچ کنید. و ببینید برای هر کدام آن ها در در نتایج اولیه چند ادوردز وجود دارد.

اگر با دقت نگاه کنید، در کنار عبارات مشخص شده حروف Ad را مشاهده می کنید. این عبارت به این معناست که وب سایت های مورد نظر در کلمه ی کلیدی ای که سرچ کرده اید، ادوردز رفته اند. اگر تعداد این عبارات زیاد بود، یعنی شما با کلیدواژه ای مواجه هستید که کلمه ی طلایی شماست! و شما باید برای آن هزینه کنید. پس کمپین تبلیغاتی خود را روی این کلمه ی کلیدی هدف قرار دهید.

البته قبل از اینکه ماشه را بکشید و به هدف شلیک کنید، نیاز دارید بدانید آن کلمات دقیقا چقدر رقابت پذیرند. در ادامه در این مورد خواهیم خواند.

 

آنالیز رقابت کلمات کلیدی

تا اینجا با بهره گیری از ابزار گوگل پلنر و همینطور تحقیق در مورد ادوردز ها، کلمات کلیدی معروف را یافتید.

بسیار خوب.

فقط یک کار دیگر باقی مانده:

چک کردن رقابت آن ها در صفحه ی اول نتایج جستجو

اگر وب سایت هایی با اعتبار بالا و یا برندهای معروف در صفحات اولیه دیدید، شک نکنید که باید آن کلمه را به لیست کلمات خود اضافه کنید و برای ادوردز رفتن روی آن کلمه برنامه ریزی کنید. ولی اگر برای یک کلمه، ادوردزها کم بود و یا صفحاتی که در نتایج اولیه بودند از رقیبان جدی شما به حساب نمی آمدند، شما نیاز به صرف هزینه ندارید و به راحتی می توانید با آن ها رقابت کنید. در ادامه سعی می کنیم به شما آموزش دهیم چطور می توانید ارزش رقابتی کلمات را ارزیابی کنید.

 

 

ادامه دارد… با ما همراه باشید…

۱ دیدگاه. Leave new

چقد خوب و کامل بود، دستتون درد نکنه

پاسخ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

فهرست